Farzad

راهنمایی و مشاوره!

سلام اساتید محترم

میخاستم ازتون یک راهنمایی بگیرم...من کارمند بانک هستم ولی به حوزه شبکه علاقه شدید دارم و دارم دوره هایی رو میگذرونم که اکثرا دوره های این سایت هستن...

بخاطر همین علاقه به شبکه و تنفر از شغل الانم!!! میخام وارد بازار کار شبکه بشم...متاسفانه در بانک پذیرشی برای بخش فنی و آی تی ندارن که بتونم به اون بخش برم...برای همین به این فکر هستم که شغلمو تغییر بدم و از کار فعلیم استعفا بدم!

میخاستم نظرتون رو بدونم برای این تغییر شغل...از کارمند بانکی استعفا دادن و وارد شدن به بازار کار شبکه که تا حالا کار نکردم!...چون خیلی به شبکه علاقه دارم نمیدونم چطور این کار رو بکنم؟این تغییرو چطور انجام بدم!!!

در ضمن خاستم برای تایم عصرم که برای مطالعه هست یک جایی برم کاراموزی رایگان ولی یکی دوجا رفتم متاسفانه انگار پروژه هایی که انجام میشن صبح ها هستن!!!!!

ممنون میشم نظری راهنمایی پیشنهادی بدین...

#َشبکه #بازارکار_شبکه #یافتن_شغل_شبکه
لذت یادگیری با توسینسو
به عنوان شخصی که مدت هاست از سایت توسینسو استفاده می کنم باید بگم که واقعاً یکی از بهترین مرجع ها برای ارتقاء دانش شخصی هست. دوره های سایت، راهکارها و مطالب، همگی عالی هستند.

سلام دوست عزیز ، همه چیز به خودتون بستگی داره. اگه من جای شما بودم و شرایط مهیا بود بدون هیچ اتلاف وقت قطعا میرفتم دنبال شبکه و دنبال تخصص. چون کاری که انجام میدید رو اگه رضایت نداشته باشید و بهش علاقه نداشته باشید از لحاظ روحی ضربه میخورید.

AMIRHOSSEIN KARIMPOUR

دوست عزیز! اوضاع اقتصادی مملکت خیلی خرابتر از اون چیزیه که فکرشو بکنین، و وضع بازار کاری شبکه هم اصلا مساعد نیست، حداقل برای شما که بی هیچ تجربه کاری و بی هیچ پشتوانه ای میخاین وارد این حوزه بشین. ضمنا 90 درصد مردم دنیا از شغلشون متنفرن، اینو آمارها میگه و اتفاقا خودتونم با یه سوال جواب از اطرافیانتون میتونین به این موضوع پی ببرین، قانون دنیا بی عدالتی و نارضایتی هست و این حال بیش از 90 درصد مردم دنیاست و تنها شامل شما نمیشه. پس فک نکنین شما تافته جدا بافته این. تو این شرایط شغلتونو از دست بدین کارتون تمومه!

اما پیشنهاد من به شما: در کنار همین شغل بانکی که دارین آروم آروم ورود کنین به حیطه شبکه و وقتای آزادتون رو روی شبکه کار کنید و بعد از یه مدت (معمولا بین 6 ماه تا دو سال)، میتونین تازه استارت کار تو این فیلد رو بزنین و بعد که یه ذره تو کارتون حرفه ای شدین تو همون حوزه بانکی و فراتر از اون کار تخصصی شبکه رو انجام بدین. اما اینکه فک کنین همین الان از کارتون استفعا بدین حقوق ماهی 6-7 میلیون براتون مهیا هست کاملا در اشتباهید. رها کردن شغلتون تو این اوضاع بد اقتصادی یعنی فروپاشی کامل!

حرفایی که زدم همه عین حقیقته، کسی هم خلاف این ادعا بکنه یا با واقعیات جامعه ایران آشنا نیست یا خیلی عذر میخام توی توهم و خیاله. دوست داشتین به حرفام کمی فکر کنین و بی گدار به آب نزنین، دوسم نداشتین که دیگه بحثش جداست.

پاینده باشین!

No Legacy Is So Rich As Honesty (William Shekespears) <==> هیچ میراثی بالاتر از راستی نیست (ویلیام شکسپیر)

من که تا حالا هیچ ITMAN ای رو ندیدم که از کارش متنفر باشه ، کسی که به کارش علاقه داشته باشه قطعا موفق میشه شرایط اقتصاد هم هر جوری میخواد باشه. شما دو تا گزینه بیشتر ندارین : یا اینکه از کارتون کلا استعفا بدین و یا اینکه استعفا ندین. اگه بخواید تو حیطه شبکه به تخصص برسید و درآمد خوبی داشته باشید بصورت نیمه وقت نمیتونید به این هدف برسید. کسایی که با واقعیت دنیای IT خبر دارن این موارد رو بهتر میدونن ...

AMIRHOSSEIN KARIMPOUR

آقای کریم پور بنده نگفتم IT MANها از کارشون ناراضی هسن، گفتم 90% مردم از کاری که میکنن رضایت ندارن و قطعا کار بانکی هم که itmehr دارن انجام میدن ممکنه ازش رضایت نداشته باشن و راضی نباشن!

No Legacy Is So Rich As Honesty (William Shekespears) <==> هیچ میراثی بالاتر از راستی نیست (ویلیام شکسپیر)

سلام

من نظرات رو خوندم هر دو مهندس عزیز یه جورایی درست میگن

ولی شما اگر کارمند بانک هستین و 3،4 تومن حقوق میگیری اونم راحت.. داداش الان در حال حاضر خیلی از افرادی که با علاقه تو حوزه شبکه دارن کار میکنن مثلا سه چهار سال هم تجربه دارن چیزی بین 1.5 تا 2.5 دارن حقوق میگیرن که واقعا کمه....در قبال تخصصی که دارن ...

شما اگر واقعا نیاز مالی نداری بیا بیرون از کاری که متنفری ازش.......!!

یکی دوسال آموزش و تجربه بدست بیار و بعد برو سره کار ..

اما اگر نمیتونی... الان تو این وضع اقتصادی کار شبکه خیلی کمتر شده...پول درآوردن هم سخت تر شده... همونجا بمون و تو تایم های بعد کار بانک که احتمالا تا ساعت 2 بعد از ظهر هم هست ..خودت رو تو حوزه شبکه و آموزش قوی کن ...و بگرد ببین جایی میتونی بری کار آموزی ولی نه راییییییییییییگان....

و شروع کن به ارسال رزومه... ب

بین بانک ها جستجو کن با سابقه ای که داری شاید بتونی برا it هم تو بانک کار کنی..

این متن رو هم حتما بخون یکم میتونه خیال پردازانه باشه ولی باز هم جای تامل داره...

بزرگ‌ترین نقص کارکردن در یک شرکت غیرایرانی این است که آبدارچی ندارند. صبح‌های زود حوصله‌ی هیچ چیزی را ندارم. حتی حوصله‌ی خودم را. کل فلسفه‌ی خلقت و این‌که آمدنم بهر چه بود هم زیر یک علامت سوال بزرگ مدفون می‌شود. در این شرایط اسف‌بار و ملال‌آور، آبدارچی هم نداریم و باید خودم بروم آبدارخانه و سماور را آتش کنم و چای بار بگذارم و خودم لیوانم را بشورم و خودم بریزم و خودم بخورم. رنج مضاعفِ خلقت.

امروز صبح هم همین داستان بود. بساط قهوه را راه انداختم. ده دقیقه‌ای باید صبر کنم تا دست‌رنجم به بار بنشیند. آماندا هم با لیوان قهوه‌ی نشسته‌اش آمد توی آبدارخانه و ایستاد توی صف قهوه. احوال‌پرسی‌های اجباری دم صبح را که رد کردیم، حال برادرش را پرسیدم. دورادور اسکات را می‌شناسم. یک مهندس پل‌ساز که سال‌هال پیش سر یک پروژه‌ی مشترک گذرمان خورده بود به هم. حالش از مهندسی به هم می‌خورد و سال پیش یک روز صبح از خواب بیدار شده و خمیازه کشیده و از پنجره بیرون را نگاه کرده به دوست‌دخترش گفت که من دیگه نمی‌رم سر این کار. خسته‌ام. دوست‌دخترش هم نگاهش کرده و گفته اگه خوشحال‌تری، همین کار رو بکن. و دو نفرشان تا لنگ‌ظهر خوابیدند. از آماندا حال اسکات را پرسیدم. گفت عالی. از شرکت قبلی که زد بیرون، دو هفته‌ی تمام هیچ کاری نکرده. فقط فکر کرده و بستنی خورده و نفس عمیق کشیده. بعد هم شده خدمات مشتریان یک شرکت که لوازم ورزشی و ویتامین و دمبل می‌فروشد. روزی هشت ساعت تلفن جواب می‌دهد و به مردم ایده می‌دهد که کدام کفش را بپوشند برای دویدن و سوتین چه فرمی برای وزنه زدن خوب است و قرص فلان را که بخوردند عضلات فلان‌شان چطوری می‌شود. آماندا گفت که از اول عاشق ورزش و لوازم ورزشی بوده. این‌قدر توی شش ماه اول کارش درخشیده که ترفیع گرفته و شده مدیر بخش فلان. حالا هم بعد از یک سال شده مدیرِ مدیر بخش فلان. صبح‌ها بدون ساعت بیدار می‌شود. بیشتر می‌خندد. جوک‌هایش هم بامزه‌تر شده‌اند.

بعد آماندا گفت که حقوق اسکات به نسبت پل‌سازی، چهل درصد آمده پائین‌تر. آن هم توی سن چهل سالگی. اما کاملا خوشحال است و آینده را هزار برابر روشن‌تر می‌بیند. در واقع تعریف آینده برایش این است که فردا صبح، خوشحال قرار است بیدار شود. بعد من برای آماندا ماجرای اسفندیار را تعریف کردم. آبدارچی شرکت قدیمی‌مان. البته اول برایش آبدارچی و شرح وظایفش را تشریح کردم (که گل از گلش شکفت و گفت چرا ما نداریم؟). بعد بهش گفتم که درآمد اسفندیار، کمی از بیکاری بالاتر بود. اما به شکل عجیبی این کار را دوست داشت. سماور و استکان و نسکافه و نعلبکی برایش به اندازه‌ی پسرش عزیز بودند.همیشه هم خوشحال بود. خودش ادعا می‌کرد که پدرش یک قهوه‌خانه داشته توی بناب که از پدربزرگش بهشان رسیده و عاشق کافه‌داری است. سری آخری که رفتم ایران، از یک رفیق مشترک خبرش را گرفتم و گفت که یک چای‌خانه نزدیک خیابان مولوی راه انداخته و کسب و کارش رونق دارد و از این حرف‌ها. رفته دنبال دلش.

قهوه‌مان را ریختیم و با هم به این نتیجه رسیدیم که تعقیب علایق، تنها فلسفه‌ی وجودی ما آدم‌هاست. تنها دلیل بیدار شدن و نفس کشیدن. در غیر این‌صورت زندگی جایش را می‌دهد به زنده بودن. بعد هم آماندا گفت: "من هم از شغلم متنفرم. به جمله‌ی دنبال دلت برو، هم خیلی معتقدم. اما من مثل اسکات دل گنده‌ای ندارم و ترس موتور زندگی‌ام است و نه دلم". و نشست پشت میزش.

با خودم فکر کردم که ماجرای "برو دنبال دلت" این قدر گفته شده که تار و پودش زده بیرون. یک سوژه‌ی نخ‌نما. اما با این وجود هنوز حل‌نشده‌ترین معضل باقی مانده است. لابد دلیلش هم همین است که آماندا گفته. این‌که یک روز صبح که بیدار شدی تصمیم بگیری کدام موتور مغزت را روشن کنی. موتور ترس یا موتور دل. لابد.

ozvnet

سلام

کارکردن در شغلی که ازش تنفر داشته باشی نه برای خودت خوبه نه کسانی که به تو آنجا نیاز پیدا میکنن

اما . . .

1 - بی گدار به آب نزن

2 - هدفت رو انتخاب کن ( شغل مورد علاقه )

3 - آروم آروم هم که شده به سمتش برو

4 - از خوابیدن های بدون نیاز - تفریحات غیرلازم - وقت تلف کردن های بی مورد پرهیز کن و به جای اونا برای شغل مورد علاقت وقت بذار

5 - به مرور زمان در کنار شغل فعلی کم کم کار مورد علاقه خودت رو حتی شده به صورت یک پروژه در ماه شروع کن ( شاید تقریبا یک سال یا دو سال طول بکشه اما ارزش داره )

6 - وقتی فهمیدی که کاملا در شغلی که به اون علاقه داری حرفه ای شدی و توانا هستی فورا از شغل فعلی کناره گیری کن و به شغل مورد علاقه خودت مشغول شو.

در پایان نکته بسیار مهم تر از همه ی موارد بالا :

در هرجایی از دنیا که هستی و مشغول هر کاری که هستی """ تمام تلاشت این باشه که کاری که میکنی رو دوست داشته باشی و اون رو به نحو احسن انجام بدی . . ."""

حتی اگر اون کار ، کار مورد علاقه تو نیست . . .

در غیر اینصورت زندگی هم برای خودت تلخ میشه و هم کسانی که با تو زندگی میکنند یا برخورد دارند.

پاسخ شما
برای ارسال پاسخ خود وارد شوید.
از سرتاسر توسینسو
تنظیمات حریم خصوصی
تائید صرفنظر
×

تو می تونی بهترین نتیجه رو تضمینی با بهترین های ایران بدست بیاری ، پس مقایسه کن و بعد خرید کن : فقط توی جشنواره تابستانه می تونی امروز ارزونتر از فردا خرید کنی ....